پرنده ای به نام آذرباد
به آذر باد راستین که در درون همه ماست.

ریچارد باخ نویسنده ی کتابی با عنوان جانان مرغ دریایی که اولین ترجمه آن در ایران با نام "پرنده ای به نام آذرباد" به چاپ رسید. ریچارد باخ که یک خلبان آمریکایی بود همانند نویسنده و خلبان فرانسوی، آنتوان دو سنت اگزوپری خالق شاهزاده کوچولو، داستانش گل کرد و آوازه ی جهان شد. نمی دانم این خلبان ها آن بالا که هستند چه بر سرشان می آید و جرقه ای در ذهنشان می زند. هر چه که هست تمام اینها نتیجه سفر کردن هست.

حالا بریم سراغ داستان این کتاب و بعد اینکه چطور می شود تهیه اش کرد:
بیشتر مرغهای دریایی نمیخواستند بیش از آنچه راجعبه پرواز میدانستند بیاموزند. برای آنها فقط پرواز به طرف ساحل برای دست یافتن به غذا مطرح بود، ولی آذرباد بیش از هر چیز در زندگی از آموختن پرواز لذت میبرد. او به زودی دریافت که این طرز فکر سبب میشود که او محبوبیت خود را میان دیگران از دست بدهد. حتی پدر و مادرش از اینکه او تمام روزها را تنها میگذرانید و پروازهای سختی را انجام میداد نگران بودند.
مادرش میپرسید: چرا…آذرباد، چرا؟ برایت سخت است مثل دیگران باشی؟ چرا نمیپذیری که این جور پروازها برای پرندگان دیگر مناسب است، نه برای ما. پسرم چرا غذا نمیخوری؟ تو یک پارچه پوست و استخوان شدهای!
آذرباد میگفت: برای من مهم نیست که پوست و استخوان باشم . من میخواهم نهایت توانایی خود را در کار پرواز بسنجم.
نویسنده: ريچارد باخ
مترجم: سودابه پرتوي
نوبت چاپ: چاپ هفتم 1382
تعداد صفحات: 88
نام انتشارات: اميركبير
شابک : 3-139-300-964