تبليغاتX
چلیپا

چلیپا

نماد، اسطوره، سفر

به دنبال انار در تهران


جمعه- تهران

مثل همیشه جمعه ها که آدم دلش گرفته  است یا یک کم احساس بی برنامگی می کنه، ولی خوب همیشه هم اینطور نیست. می شود برنامه ریزی کرد و کاری کرد که اصلا یادت امروز چه روزی است.

با دوستم حسین تصمیم گرفتیم که برویم بیرون با این برنامه که اگر شد برویم سینما. انقلاب از مترو پیاده شدیم و رفتیم یک آش نیکوصفت هم زدیم.

سینما سپیده  در خیابان انقلاب  مستند تهران انار ندارد را تا سه شنبه همین هفته ساعت 21:30 به نمایش می گذارد.

کارگردان این فیلم مستند مسعود بخشی است. تهران انار ندارد مستندی انتقادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درباره تهران و تاریخچه آن است، که در عین حال به واسطه موزیکال و طنز بودن فیلم، وجهی سرگرم کننده نیز پیدا می‌کند.1

در این فیلم مستند بیشتر از فیلم ها و تصاویر  قدیمی که شاید کمتر از نظر ما گذشته.این فیلم  بیشتر به مقایسه تهران دیروز در تصاویر و فیلم های بجامانده  و امروز کنونی که موجود است می پردازد.

بالاخره در آخر فیلم فهمیدیم که تهران واقعا انار ندارد. دارد؟ به امید آمدنش...



1. (بخشی در گفتگو با مهر: .... خبرگزاری مهر. بازدید در تاریخ ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۹.)



+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 5:10  توسط حمیدرضا مشیر  | 

سفرنامه-لذت عکاسی

 

لذت عکاسی

شوری در درونم بود ، یک هیجان. ثبت لحظه ها. لحظه هایی که تجربه حسی من بودند و فقط مال من بودند و اینکه این حس را به دیگران تقسیم کنم.

در این سفر اولین تجربه عکاسی را داشته باشم. البته عکاسی هنر است و کمال هنر در مهارت در ابزار و حسی که همراه یک هنرمند است. شاید این حس را کمی داشتم ولی خوب مهارت کسب کردنی است و با تمرین بدست می آید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 19:45  توسط حمیدرضا مشیر  | 

کتاب شناخت-شاهنامه فردوسی و تراژدی آتنی

 

شاهنامه فردوسی و تراژدی آتنی، تألیف خجسته کیا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1369، 111 ص.

 

(پشت جلد:در این کتاب ساختار تقدیر گونه ی داستانهای پهلوانی شاهنامه از دیدگاهی نمایشی  بررسی شده است. داستانهای پهلوانی با تراژدی آتنی تفاوت های اساسی دارد. در تراژدی موجودی آرمانی نیست، بلکه به خود و نزد دیگران به مسئله تبدیل شده است. در شاهنامه، با آنکه زندگی و مرگ قهرمان در گرو سرنوشت است، و کوشیدن با تقدیر سودی ندارد، انسان مسئول است تا از تن و جان خویش مراقبت کند و در تاریکی فرو نیافتد و از خود دور نگردد.)

این کتاب نگاه نوینی به شاهنامه و موضوعات آن پرداخته است و من هم برای آشنایی پیدا کردن به این کتاب چکیده ای پیشگفتار آن را برایتان آورده ام که بیشتر با محتوای آن آشنا بشوید.

شاهنامه فردوسی نمایشگاه بزرگی است از هر آنچه ایران داشت. این کتاب تنها به گوشه باریکی از این نمایشگاه پهناور نظر  دارد- و آن بررسی ساختار تقدیر گونه داستانهای پهلوانی شاهنامه است از دیدگاه نمایشی.

این کتاب سه بخش دارد:

بخش اول- گفتاری است درباره ی ساختمان تقدیر گونه ی داستانهای پهلوانی، که نمونه ی کهن آن را در منظومه ی یادگار زریران می بینیم و بعدها نیز در تعزیه و پرده خوانی ادامه می یابد.

بخش دوم- به بررسی چند تفاوت اساسی بین تراژدی آتنی و داستانهای پهلوانی شاهنامه می پردازد.

بخش سوم- که مکمل بخش نخست است، نقش بخت ار در خوابهای شاهنامه نشان می دهد.

  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 14:37  توسط حمیدرضا مشیر  | 

برگزیده داستانهای شاهنامه- داستان سام و سیمرغ

داستان سام و سیمرغ

سام نريمان، امير زابل و سرآمد پهلوانان ايران، فرزندي نداشت و از اينرو خاطرش اندوهگين بود. سرانجام زن زيبارويي از او بارور شد و کودکي نيکچهره زاد. اما کودک هرچند سرخ روي و سياه چشم و خوش سيما بود موي سر و رويش همه چون برف سپيد بود. مادرش...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:54  توسط حمیدرضا مشیر  | 

برگزیده داستانهای شاهنامه- خونخواهی منوچهر

خونخواهی منوچهر

زادن منوچهر

هنگامي که ايرج بدست برادرانش سلم و تور کشته شد، همسر او «ماه آفريد» از وي بار داشت. فريدون، شاهنشاه ايران، چون آگاه شد شادي کرد و ماه آفريد را گرامي شمرد. از ماه آفريد دختري خوبچهره زاده شد. او را به ناز پروردند تا دختري لاله رخ و سروبالا شد. آنگاه فريدون وي را به برادر زاده خود "پشنگ" که از نامداران و دلاوران ايران بود به زني داد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 5:47  توسط حمیدرضا مشیر  | 

پرنده ای به نام آذرباد

به آذر باد راستین که در درون همه ماست.

ریچارد باخ نویسنده ی کتابی با عنوان جانان مرغ دریایی که اولین ترجمه آن در ایران با نام "پرنده ای به نام آذرباد" به چاپ رسید. ریچارد باخ که یک خلبان آمریکایی بود همانند نویسنده و خلبان فرانسوی، آنتوان دو سنت اگزوپری خالق شاهزاده کوچولو، داستانش گل کرد و آوازه ی جهان شد. نمی دانم این خلبان ها آن بالا  که هستند چه بر سرشان می آید و جرقه ای در ذهنشان می زند. هر چه  که هست تمام اینها نتیجه سفر کردن هست.

حالا بریم سراغ داستان این کتاب و بعد اینکه چطور می شود تهیه اش کرد:

بیش‌تر مرغ‌های دریایی نمی‌خواستند بیش از آن‌چه راجع‌به پرواز می‌دانستند بیاموزند. برای آن‌ها فقط پرواز به طرف ساحل برای دست یافتن به غذا مطرح بود، ولی آذرباد بیش از هر چیز در زندگی از آموختن پرواز لذت می‌برد. او به زودی دریافت که این طرز فکر سبب می‌شود که او محبوبیت خود را میان دیگران از دست بدهد. حتی پدر و مادرش از این‌که او تمام روزها را تنها می‌گذرانید و پروازهای سختی را انجام می‌داد نگران بودند.

مادرش می‌پرسید: چرا…آذرباد، چرا؟ برایت سخت است مثل دیگران باشی؟ چرا نمی‌پذیری که این جور پروازها برای پرندگان دیگر مناسب است، نه برای ما. پسرم چرا غذا نمی‌خوری؟ تو یک پارچه پوست و استخوان شده‌ای!

آذرباد می‌گفت: برای من مهم نیست که پوست و استخوان  باشم . من می‌خواهم نهایت توانایی خود را در کار پرواز بسنجم.


نویسنده: ريچارد باخ

مترجم: سودابه پرتوي
نوبت چاپ: چاپ هفتم 1382
تعداد صفحات: 88
نام انتشارات: اميركبير
شابک : 3-139-300-964

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 17:14  توسط حمیدرضا مشیر  | 

آبی بیکران



آبی بیکران



توسط لوک بسون یکی از کارگرانان فرانسوی به زبان انگلیسی ساخته شده. این کارگردان را با فیلم زیبای "حرفه ای" یا همان"لئون" می شناسند.

برای اینکه به زیبایی این فیلم پی ببرید تنها یک مونولوگ از ژاک مایول که به جوآنا می گوید را برایتان انتخاب کردم.

جوآنا که در عشقش به ژاک هنوز مردد است از او می خواهد تا با او حرف بزند اما او  نمی داند چه بگوید و جوآنا ازش می خواهد تا داستانی برایش تعریف کند. ژاک اینطور شروع می کند:

"می دونی چه کاری باید کرد تا یه پری دریایی را ببینی؟

تا قعر دریا پایین می روی، جاییکه دریا دیگر رنگ آبی به خود ندارد و آسمان تنها یک خاطره است. در سکوت آنجا شناور می شوی و می مانی. تصمیم می گیری که جانت را برای آنها بدهی. تنها در آن موقع است که آنها خودشان را به تو نمایان می کنند.

بیرون می آیند و به تو خوش آمد می گویند و عشقی را که به آنها داری را به قضاوت می گذراند.

 که اگر خالص باشد...که اگر پاک باشد همراهت می مانند و تو را برای همیشه با خود می برند."

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 17:4  توسط حمیدرضا مشیر  | 

بررسی تطبیقی شخصیت آشیل-اسفندیار و رستم-هکتور در ایلیاد و شاهنامه

بررسی تطبیقی شخصیت آشیل-اسفندیار و رستم-هکتور در ایلیاد و شاهنامه

چکیده
 
دو همتای آشیل و هکتور، یعنی اسفندیار و رستم در حماسهء بزرگ منظوم ایرانی، شاهنامهء فردوسی (سدهء 4 ه) نقش مهمی دارند. شباهت های بین کارکرد آشیل و اسفندیار از یک سو، و هکتور و رستم از سوی دیگر اتفاقی نیست. مقالهء حاضر در صدد روشن شدن این نکته است که حکومت یونانی باختر (بلخ) در شمال شرقی ایران نخست در ماوراءالنهر و بلخ در طول 2500 تا 130 پ.م.، و آنگاه در درهء سند از 190 تا 50 پ.م.، و بعد در دورهء پادشاهان سلوکی از 312 تا 135 پ.م. باعث تاثیرات فرهنگی ماندگار یونانی در ایران زمین شد. یکی از این تاثیرات در سوگنامهء "رستم و اسفندیار" دیده می شود. آشیل و اسفندیارهر دو رویین تن اند. پاشنهء آشیل و چشم اسفندیار هر دو آسیب پذیر است. هر دو پهلوان به واسطهء یک نیروی مافوق طبیعی، کشته می شوند. مطابق ایلیاد هومر، ایزدان این کار را بر عهده دارند و بنابه توصیف شاهنامه، سیمرغ این نقش را ایفا می کند. در هر دو داستان، پهلوان اصلی از یک کشور بزرگ است و بر پهلوان سرزمین کهتر چیره می شود. شهر تروا و سیستان هر دو نابود می شوند و شهروندان نیز به هلاکت می رسند.
 
کلید وآژگان: آشیل، هکتور، رستم، اسفندیار، ایلیاد، شاهنامه، بلخ

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 19:40  توسط حمیدرضا مشیر  | 

برگزیده داستان های شاهنامه-داستان ایرج

داستان ایرج

پس از آنکه پيوند سلم و تور و ايرج به فرخندگي به انجام رسيد فريدون اخترشناسان را بدرگاه خواند تا طالع فرزندان او را در گردش ستارگان ببينند و باز گويند. چون به طالع ايرج رسيد در آن جنگ و آشوب ديدند. فريدون اندوهگين شد و از ناسازگاري و نامهرباني سپهر در انديشه افتاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 16:30  توسط حمیدرضا مشیر  | 

برگزیده داستان های شاهنامه-فریدون و سه فرزندش

فریدون و سه فرزندش

جشن مهرگان

‌فريدون نخستين روز مهرماه به تخت نشست و تاج کياني بسر گذاشت. مردم به شاهنشاهي او دل آسوده شدند و شادي کردند و آتش افروختند و باده نوشيدند و جشن بپا کردند و آن روز را عيد خواندند و اين عيد ساليان دراز در ميان ايرانيان بنام «جشن مهرگان» پايدار ماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 0:6  توسط حمیدرضا مشیر  |